آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
110
سفرنامه كازاما ( فارسى )
پلوتارك « 1 » براى بردن آن به ده هزار ارابه و پنج هزار شتر نياز بود ، و بيرون آمدن اين همه ثروت وضع دادوستد ( - تعادل عرضه و تقاضا ) در دنياى آن روز را پريشان كرد . * * * سه روز در شيراز ميهمان ( حبيب الله ) شيبانى استاندار و حاكم نظامى فارس بودم . از اينجا ، بار ديگر به هواپيما نشستم و به بوشهر رفتم ، هنگام وداع با ميزبانم ، استاندار جام كوچكى ، از كارهاى قلمزنى ، به يادگار به من داد . اين جام سفيدروى بيش از 50 سال قدمت نداشت . اما شعرى از حافظ بر آن نقش شده بود . اين غزل مىگويد : آن كس كه به دست جام دارد * سلطانى جم مدام دارد آبى كه خضر حيات ازو يافت * در ميكده جو كه جام دارد سررشتهء جان به جام بگذار * كاين رشته ازو نظام دارد ما و مى و زاهدان و تقوى * تا يار سر كدام دارد بيرون ز لب تو ساقيا نيست * در دور كسى كه كام دارد نرگس همه شيوههاى مستى * از چشم خوشت به وام دارد ذكر رخ و زلف تو دلم را * وردى است كه صبح و شام دارد در راه بوشهر ميان شيراز و بوشهر پر از كوه و تپه بود ، و سفر با هواپيما خطرناك مىنمود . هواپيمايى كه سوار بودم بر فراز صخره و ستيغ كوهها بالا و پايين مىرفت . از اين كوهها سيم تلگراف مىگذشت . با ديدن اين سيم احساسى جز تحسين در دل نمىديدم ، و مىانديشيدم كه 60 سال پيش از اين كه انگليسىها اين خط را
--> ( 1 ) . پلوتارفس Plutarxos ( معرب آن فلوطرفس ) مورخ يونانى ( حدود 50 تا 125 م . ) . از آثار او شرح احوال رجال است كه بيشتر يونانى و رومى بودهاند و برخى ايرانى ( تميتوكلس ، آژزيلاس ، اسكندر ، اردشير ) ( از معين ، اعلام )